17/9/14
تعداد نظرات:0
02:58
شماره مطلب:201791429048
-A A +A
معرفی شهید منتخب استانی سال۹۷_۹۶

معرفی شهید منتخب استانی سال ۹۷_۹۶

بسم الله الرحمان الرحیم
بسم رب الشهدا والصدیقین
نانام و نام خانوادگی قاسم اصغري
نام پدر محمد
تاریخ تولد 1350
شماره شناسنامه 2598
محل تولد كومله
تحصیلات سوم راهنمائي
تاهل مجرد
تعداد فرزند -
شغل دانش آموز
عضویت بسيجي
رسته سپاه
مسئولیت آرپي جي زن
تاریخ شهادت 26/10/65
محل شهادت شلمچه
نام عملیات كربلاي5
نحوه شهادت اصابت تير مستقيم
محل دفن كومله
وسایل به یادگار مانده عكس – دست نوشته
یکی از مشخصات بارز -
قطعه ای از وصیت نامه انحراف در خط ولايت فقيه طي كردن مسير هلاكت و نابودي است .

شهید قاسم اصغری که در خانواده مذهبی به دنیا امد از اوایل زندگی با اهل بیت پیامبر رابطه و انس برقرار می کرد و با اخلاق خوش در رفتارش رضایت پدرومادر را جلب کرده بود به پدرومادر احترام می گذاشت و از سوم ابتدایی رفتن به مسجد و مساجد و در صف نماز شرکت میکرد و از راهنمایی با بسیج دانش اموز اشنا شد و هنگامی که دشمنان اسلام وارد خاک خرم ایران شدند خواب و خیال از او گرفته شد او نمیتوانست که ببیند دوستانش برای دفاع از کشور می روند و او یک جا ساکت نشسته است به همین دلیل عضو بسیج کشور شد تا به دفاع از کشور برود وقتی که او در پایگاه محل گفت که میخواهم به منطقه عملیاتی بروم فرماندهان حاضر در پایگاه محل به او گفتند که اجازه پدرومادر را بگیری تا ما تو را با خود به منطقه عملیاتی ببریم وقتی که این جمته را شنید گویی تمام خوشیهای دنیا را به او داده اند از پایگاه شتابان خود را به خانه رساند و تا امضا پدرومادر را بگیرد ولی پدرومادر به او اجازه ندادند زیرا می گفتند تو هنوز کوچکی و دو برادر تو در جنگ هستند ولی او در جواب پدرومادر خود گفت که من نوجوانی خدا پرست و دیندار و با فکری بزرگ که با ان کوچکی خود به بزرگتر از خودش نشان داد که من نوجوانی با جسم کوچک و فکری بزرگ هستم اما او برای اولین بار به اعزام به جبهه خود را مخفیانه به جای یکی از دوستانش جا زد تا برای دیدن اموزش به منطقه اموزشی برود و هم سن کمی داشت و هم از پدرومادر خود امضا نگرفته بود او پس از45 روز اموزشی در منطقه منجیل به خانه برگشت تا با پدرومادر خود دیدار کند و موقعی که به خانه امد شنید که مادرش به دنبالش تا منجیل هم رفت و از مادرش درخواست کرد که رضایت نامه اش را امضا کند مادرش که دیگر نتوانست جلو رفتن به جبهه را بگیرد به او اجازه داد و او بعد از مرخصی به مریوان رفت و امد با خوش حالی که مادر من در امتحان ریاضی قبول شدم و خیلی خوشحال هستم و اخرین مرخصی اموزشی به خانه بود و از مریوان به شوشتر رفت و در شب عملیات به منطقه شلمچه کربلای پنج رفتند و موقع رفتن به عملیات از روحانی خود پرسید که ایا شهید هم فشار قبر هم دارد روحانی در جواب به او گفت که در صورت که مفقود الاسر شود او با شنیدن این حرف پلاک خود را در چادر زیر پتو جا میگذارد و هنگامی که در یکی از شب ها مانند همرزمان دیگر خود وارد عملیات شد و او پس از نابود کردن 17 دستگاه از تانک های دشمن اماده برای نابود کردن تانک های بعدی بود که او را با زدن تیر در پیشانی مبارکش به مقام شهادت رساندند بیشترین تاثیر را از پسرخاله خود حسینعلی نیکنام داشت و شهید علاقه زیادی به مداح اهل بیت داشت.

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.